وقتي كه اسمش به گوشم ميرسه دلم ميلرزه و احساس دلتنگي ميكنم . خيلي كم پيش مياد كه در مقابل چيزي اين طور ناتوان بشم . ولي هميشه گذشته مثل يك تصوير شفاف و واضح از جلوي چشمهايم عبور ميكند و اين ثبات ذهنيت در مورد اين اسم من رو هر بار اين طور متزلزل ميكند .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

كاش مي تونستم فراموش كنم ....

كاش در اين ميسر تلخ قرار نميگرفتم ....

كاش اين تجربه قسمت من نبود .....

چرا من ؟؟؟

سوالات تكراري و هميشگي ، كه فقط تكرار ميشوند اون هم بدون جواب

امروز هم از اون روزهاي بد به ظاهر خوبه

نمي دونم اون چيزي رو كه مي بينم باور كنم ، يا اون چيزي رو كه در اعماق وجودم احساس ميكنم .

خوشحالي همراه با غم و ......

كاش ميشد فراموش كرد

كاش ميشد به همون سپيدي رنگش ، هم چيز پاك ميشد .

كاش ميشد به زيبايي پيكرش ، به خوش عطري وجودش و ......

كاش ميشد فراموش كرد

كاش همه چيز مثل همون زمان كودكي بود به همون سادگي و زيبايي و با همان نقش و رنگ جذاب و واقعي

نه نمادي از يك خاطره

نه بيانگر يك شكست و........

/ 2 نظر / 4 بازدید
toktam

سلام. خوب گاهی تکرار خاطرات و اسامی می تونه تسکين بده تجربه های تلخ رو .

behzad

سلام مرسی از کامنت شما ..... شما هم زيبا مينويسيد