نوروز

عاقبت فراموش کردم گذشته را

قفل زدم به دفتر خاطرات ان

از امروز می نویسم در دفتر زندگیم

زندگی زیبا است

اسمان ابی است

خورشید نورانی است

و دل کوچکم بی تردید

فراموش کرده زخمهای دیرین

سلام ...

سلامی به وسعت دریا

به گرمی نور افتاب

و پاکی دل شما دوستان

سال نو رو به همگی تبریک میگم .

بعضی وقتها کلمات گویای حرف دل نیست .

در ثانیه های تردیدم کلمات دلنشین و ساده بعضی از دوستان گرمی وجودم و شادی قلب کوچکم رو رقم میزد و دلیلی میشد برای بودن ....

بابت تمام محبت های گفته شما عزیزان ممنونم .

/ 29 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد

خوشحال ميشم به وبلاگ منم يه سر کوچولو بزنی

شايان

بالاخره آپيدم ..بدو بيا (زير ۱۰ تا نظر قبول نيستا )

سنجاقک مهربون

سلام .... وبلاگ قشنگی داری من هر شب اپ می شم اگه دوس داشتی بیا نظرتم در باره ی تبادل لینک بگو

ten years old child

سلام دوست جون خوبي چند وقتي نبودم ! بيشتر از مدتي ولي باز اومدم تا در كنار هم باشيم و صحبت دوستيمونو با هم قسمت كنيم

Oliera

سلام دخترکم شاد باشی به سان یاسهای سپیدی که این حوالی می رویند. .......................بابایی

برباد

به به به به به به بالاخره ندا خانوم رونمايوند سلام ندا خانوم خيلی به یادت بودم خيلی خيلی به يادت بودم ۱۰۰ بار دروغه ولی اگه اگه ۵۰ بار نبود ديگه اقلا ۲۰-۳۰ بار بود که آدرس بلاگتو ميزدم وراه نميداد از اونجايی احتمال ميدادم اشتباه از من باشه اون ياس سفيدو با انواعو اقسام حروف مينوشتم بلکه يکيش درست از آب در بياد که نيومد تا اينکه خودت اومدی الانم که ظاهرا نيستی خيلی خوشحالم کردی که اومدی بازم بيا. من هميشه به يادتم

مهرداد

سلام ، چه عجب! کجایيد شما؟ ديگه نمينويسيد؟

سروش

سلام خيلی خوشحال شدم از زيارت مجددت شاد باشی