گله دیگر کافی است

گله دیگر کافی است

فرصت جبران هم نیست

در فراسوی زمان

انچه بود و هست

همه همین است و بیش از این ، چیزی نیست

از همین است که دلگیرم

ای کاش گله کم می کردم

توشهء راه را جمع می کردم

/ 30 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی عراقی

خداوندا اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت با خبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت و از این بودن از این بدعت خداوندا! تو مسئولی خداوندا! تو می دانی که انسان بودن وماندن در این دنیا چه دشوار است چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

مهدی عراقی

در میان کور سوی ستارگان نیمه جان سحری از لا به لای ابرها و ترنم باران که صدای رویش را در تار و پود جانهای به گل نشسته زمزمه می کند صدای مهربانت را در لا به لای واژه های پر شوکت رحمان و رحیم می شنوم. صدای تو زیباست صدای تو همان حس غریبی است که ارامش قلبهایمان را به ارمغان می اورد تو همان رفیق شفیق بندگانت هستی که حتی به قدر چشم بر هم زدنی از ان غافل نمی مانی ولی ما همسفران قافله غفلتیم که در چشم بر هم زدنی فراموشت می کنیم مهربانم باز هم می خوانمت با کلامی که خود به من اموخته ای. در میان واژه های نورانی گفتارت [گل] [خجالت]

نیروانای گمراهی

وقتي دست و پايت را بسته اند، چشمانت چشم بند دارند، دهانت چسب خورده، و مغزت، و مغزت، مغزت... ولش كن... ديگر چطور ميتواني توشه جمع كني؟ حتي گله هم شايد نتواني ديگر... پ.ن: ممنون از حضورت دوست من، خوشحال ميشم بازم بهم سر بزني

برگ خزان

سلام خیلی متشکرم که بهم سرزدید این شعر رو خودتون سرودید؟[لبخند]

یلدا

سلااام ممنون که بهم سر زدین. ولی واقعا چرا دین خنده را منع می کند؟؟

زهره دختر کوی دلبر

سلام دوست گلم / از حضورت و مهربونیات ممنونم / دل نوشته هات زیبا و پرمحتواست / امیدوارم همیشه موفق و شاد باشی و در سایه ی لطف حق به خواسته هات برسی .... بازم میام ... یا حق

فروزان

سلام دوست خوبم ، بسیار زیبا بود کاش همه به جای گله کردن توشه ی راهشونو جمع میکردن

ک.س

[چشمک] زیبا بود,ممنون.