فرشته كوچولو <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يك دختري بود. قلبي داشت به بزرگي دريا ، به پاكي گلبرگهاي گل ياس ، به سادگي آسمون آبي ، به زيبايي دشت پر از گل ، به روشني نور خورشيد و ......

تو چشمهايش سادگي رو ميشد احساس كرد .

تو لبخندش زيبايي دوست داشتن موج ميزد .

تو دستهاي كوچيكش گرماي محبت رو حس ميكردي .

خلاصه مهربون بود . يك فرشته بود كه تازه مثل ما شده بود . بزرگ شده بود و مي خواست تو مسير زندگي قرار بگيره .

بدون اينكه بخواهد مجبور بود . بهش گفته بودند كه بزرگ شده . بايد مثل بزرگترها رفتار كنه ، حرف بزنه ، حتي بخنده .........

اولش خيلي سخت بود . همش اشتباه پشت اشتباه .........

احساس بدي داشت . بعضي وقتها كنج اتاقش مي نشست و با مرور اشتباهاتش گونه هاي نرم و زيبايش آهسته آهسته خيس ميشد .

چرا اين همه اشتباه ؟

چرا اين همه تغيير ؟

چرا اين همه تفاوت ؟

چراهاي ديگه اي كه در ذهنش نقش مي بست و از ترس اينكه شايد پرسش اين چراها خودش يك اشتباه باشه ، هيچ وقت به زبان نمي آورد .

فقط هر چيزي ور كه بهش مي گفتند ، مي گفت : چشم ......چشم .....چشم.....

بدون هيچ سوالي ...........بدون هيچ توجيهي .

فقط مي گفت : چشم ( شايد هم بايد مي گفت چشم ) .

    

الان چند سالي هست كه از اين موضوع ميگذره . فرشته كوچولوي ما كاملا بزرگ شده . اون ديگه كمتر اشتباه ميكنه .

اما يك چيز برام خيلي سواله ؟

اون ديگه خيلي ساكته ؟ كمتر لبخند ميزنه .

نگاهش اون برق قديمي رو نداره .

عوض شده اون هم تغيير كرده . اون الان مثل بقيه حرف ميزنه ، نگاه ميكنه و ......

فرشته كوچولو وقتي كه بزرگ شد . بالهاي كوچيكش رو از دست داد و زميني شد . فشارهاي روزگار و سختي تجربه ها بالهاي كوچيكش رو شكست و اون رو مجبور كرد با پاهاي كوچيك و كم جونش ، ياد بگيره كه روي زمين بايد بمونه و به زندگي اين طوري كه هست ادامه بدهد .

نه اون جوري كه خودش مي ديد ، دركش ميكرد و با احساسش به بقيه هديه ميكرد .

كاشكي ميشد فرشته كوچولو ، همون فرشته كوچولوي قبل بود و اگر هم بزرگ ميشد .

نگاهش ، همون نگاه بود .

احساسش همون احساس بود .

و هديه هايش همون هديه هاي قبل .

به همان سادگي

به همان قشنگي

به همان مهربوني

 

 

/ 4 نظر / 2 بازدید
SOUSAN

سلام عاليه عالی خوب می نويسی بازم بنويس مرسی شاد باشی و پاينده به منم سر بزن کلبه محقری داريم بای...کجا دنبال مفهومی به نام عشق می گردی که من اين واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب...

ehsan

درود....مرسی بهم سر زدی....فقط ای کاش نظر هم ميدادی....راستی منم ارزومه و واسش هم خيلی تلاش ميکنم که بتونم لحظه ای از کودکيم رو بر گردونم....تا بعد.....بدرود

ehsan

اون قسمت اوله کامنتم که درباره ی نظر دادن بود مثل اينکه اشتباه کردم.....ولی بقيه اش درسته!! :)

شمارشگر

با سلام ! داشتن اطلاعات از تعداد مراجعه کنندگان به سايت و بررسي تحليلي و آماري از نوع و ترکيب آنهاامروزه يکي از ضروريات کار هر مدير سايتي مي باشد . اين يک سيستم آمار گيري از بازديدکنندگان سايت يا وبلاگ شماست که نمودارها و تحليل هاي آماري زيادي از بازديدکنندگان سايتتان را به شما ارائه خواهد نمود و احتياج به ثبت نام نيز ندارد. همراه با معرفي رايگان کتاب و اميدوارم با راهنمايي و بيان نقاط ضعف و ارائه پيشنهاد جديد ما را در هر چه بهتر و بيشتر نمودن امکانات شمارشگر ياري نماييد. با تشکر.... کتاب ايران.