فرشته کوچولو

یه فرشته کوچولو بود که دلش میخواست زمینی بشه

حسرت و رنج زیادی خورد تا بالاخره موافقت شد تا اون زمینی بشه

هر چی گفتن زمین از دور گرده ، قشنگه ، سرسبزه و .... گوش نکرد که نکرد

وقتی چند ماه ی از تصمیم اش گذشت تازه فهمید چه انتخاب سختی رو برای بقیه عمر

باقی مانده اش رقم زده  اون هم با دستهای خودش

تنها دلخوشیش تو این اوضاع پیچیده فقط تصمیم اش بود که خودش به دلخواه و از روی

دوست داشتن گرفته بود

بعضی از تصمیم های ما اینجوری میشه

حسرت و زحمت زیادی رو میکشیم تا بدستش بیاریم

ولی وقتی بدستش اوردیم انقدر سختی در کنارش داره که نمی تونیم لذتش رو ببریم

و این سختی وقتی سخت تر میشه که مشکلات مال تو نباشن اما سنگینیش رو دوش

 تو باشه طوری که لبخند ات رو روی صورتت محو کنه

 

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برباد

ندا خانومم چطوره سال نوئت مبارک عزیز دلم. میدونی؟ اون دلخوشی نیست. دلخوش کردنه

زیزی رo:

[بغل]سلم ندا شونم خوفی آجی؟[ماچ] آجی شون خوشملم چلا up نیمیکنی آیا؟[رویا]

زیزی رo:

[بغل]سلم ندا شونم خوفی آجی؟[ماچ] آجی شون خوشملم چلا up نیمیکنی آیا؟[رویا]

سروناز

سلام دوستم نمي دوني چقدر لذت بخشه وقتي پاتو تو خونه كسي ميگذاري با صاحب خونه غريبه نباشي درست مثل حس الان من![قلب]

وحید

سلام عزیزم....خوبی؟ ممنون از شعرت....قشنگ بود و پر احساس من هم به روزم با افتخار حضورت

الما

سلامممممممممممممممممممممممممم