تا اومدم ........ غريبه شدم .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تا اومدم دليل گم شدن تنهائئ شبهام رو پيدا كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم خودم رو تو شهر چشمات پيدا كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم بهانه خنده هاي شادم رو پيدا كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم گرمي دستهات رو احساس كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم قشنگي طلوع صبح رو پيدا كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم دليل اشتياق موندم رو پيدا كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم اميد پيدا شده رو معني كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم راهي براي جواب مهربونيت پيدا كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم دوست داشتن رو برات معني كنم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم كه بهت بگم دوستت دارم ، گفتي غريبه ام .

تا اومدم فرصت موندن ندادي .

خيلي زود برات تكراي شدم .

خيلي زود برات غريبه شدم .

هنوز نيامده ، گفتي بايد برم .

بازهم دليلشو نميدونم .

باز هم ...............

/ 3 نظر / 3 بازدید
ali

salaaaaaam azizam .khobi?azizam neveshtehat mesle hamishe ghshange vali ye zare gham angiz.be omid rozi ke 2bare mesle hamishe shad benevisi va neveshtehat pur az omid bashan @};-

علی تپل

سلام خوبی اميدوارم هر کجا هستی موفق پیروز باشی مثل همیشه خیلی عالییییییییییییی بود علی تپل

احسان

از غربت حادثه که سر در آوردم روی پنجره نوشته بود : "باران آمده نبودید سلام رساند"