زندگی زيباست ... اگر تو بخوای .

يك روز وقتي همينطور تو تنهايي خودم ، در فكر بودم . به يك پارك رسيدم . كمي مكث كردم و بعد ديدم راهم رو تغيير بدم بهتره .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

وارد پارك شدم .

در ورودي اون با گلدونهاي بزرگ كه مثل شيريني بودن ، تزئين شده بود .از اين شيرينهايي كه مثل يه كاسه است و داخلش پر از مربا است .

در ظاهر خوشكله ولي به دليل مواد غذايي چاق كننده اي كه داره ، اصلا دوستش ندارم .

حالا فكر كنيد يه مسير با كلي شيريني چاق !!!

قشنگه نه ؟؟؟

همينطور كه به اطرافم نگاه ميكردم .

متوجه يه ساختمان كه مثل نگين انگشتري مي درخشيد ، شدم .وقتي بيشتر توجه كردم . ديدم يه مسجد كوچولو و جمع و جوري كه مابين خانومها و اقايون با يك پرده نسبتا كوتاه جدا شده بود .

اطرافش هم پر از گلهاي قشنگ بود كه همين جلوه خاصي بهش داده بود .نمي دونم چرا خيلي ازش خوشم اومد .

يه جورايي دوست داشتني و ناز بود .

همين طور كه قدم ميزدم .

به كلي پله ريز و مرتب رسيدم . مثل اين تالارهاي عروسي مجلل كه عروس خانومها با اون لباسهاي بلندشون ، روش اهسته اهسته با كلي ناز بالا ميرند . تازه كلي ادم هاي متشخص هم در دو طرف پله ها قرار گرفته بودند . هر كدوم نمادي از ايثار ، عشق به وطن ، علم و....بودند .

احساس خوبي داشتم .... خيلي خوب .

وقتي از اخرين پله ها بالا رفتم .

يك محوطه بسيار بزرگ ديدم كه با درياچه گرد و خوشكلي تزئين شده بود .

نسيم خنكي به صورتم سيلي ميزد و بيدار بودنم رو به رخم ميكشيد .

مي شد نفس كشيد .

زندگي رو احساس كرد و زنده موند .

كمي قدم زدم و صحنه هاي زيباي اطرافم رو خوب در ذهنم ذخيره كردم .چون مي دونستم بعدها حتما بهش احتياج پيدا ميكنم .

نميدونم .. كي و چطور در مسير سرازيري جاده قرار گرفتم . وقتي به خودم اومدم .

ديدم هوا ، هواي غروب و

وقت ، وقت رفتن .

به همين سادگي .

هميشه و همه جا در كنار

طلوعي ، غروبي هست .

در كنار دلبستگي ، جدايي .

به همين سادگي .

به همين سادگي .

 

 

/ 14 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برای هیچکس و همه‌کس

ولی من برعکس! وقتی دیدم رو عوض میکنم: آدمهای عجیب و غریبی رو نگاه میکنم که فقط دارن زندگی میکنن!!! بدون هدف!!!

oliera

سلام٬ نميدونستم به روزی... جای قشنگی رو به تصوير کشيدی يا شايد هم يه جای نه چندان قشنگ رو قشنگ به تصوير کشيدی. بوی شيراز؟

مهدي

سلام.طبيعت زنده و سر سبز به آدم اميد ٬ انرژی و يک حس خيلی خوب ميده. ولی وقتی آدمهایی رو تو این محیط سر سبز میبینی که سبز نیستند و سر گردون و بی هدف هستند يا آدمهايی رو ميبينی که فکر نون شبشون٬ کلافشون کرده٬ باز هم حال آدم گرفته ميشه.موفق باشی.

Ham SeDa !!!!

ahhhhhhh ... baZi vaghta Cheghadr Zood Dir miShavad ... :(( ... RoyaYe zibai bod ama ba haghayeghe akharesh rangi takh bekhodesh gerefte ... kash akhare Gheseye Ashegh hargez Jomlei az Jodai nabod o Negahe akharin hargez tajrobi nemiShod ... barat shadi arezo mikonam gole mehraboon :X ,,, Dar panahe khoDaye Eshgh bashi hamishe nazanin @};- :X

مهدی-=--=-=(دفتر عشق)

سلام خوب هستی؟ خوش میگذره؟ دفتر عشق به روز شد . منتظر حضورت هستم. شاد باشی. یا حق

eksir

سلام ..خوندمش موفق باشيد

ناما جعفري

عزیزسلام.....گفت و گوی اختصاصی "ناما جعفری" با جسد "منوچهر آتشی" در یک روز بارانی... به تشییع جنازه ی "منوچهر آتشی" خوش آمدید لطفاً گیلاس های چیده شده را همین جا آویزان کنید چشم های ما گیلاس های تازه می خواهد (البته گندم هم می خواهد / شکممان!!) گریه اگر بگذارد.....به دیداری دوباره امید

داداش سیا

salammm..................................... bah che kaifi kardi aziz ama bad az har shadi game vali be gam del kandanesh namiarze fadaie in dela paket ba ajaze byby

لاله

بازم قشنگ نوشته بودي...لينكتو گذاشتم!..منم اپم

احسان

درود دوست خوبم...خوبی؟اين جايی که رفتی کجا بود؟؟.....ولی مهمتر از جاش ديد قشنگيه که به همه چيز داری.....اميدوارم هميشه اينطوری باشی....راستی اگه يکم متنوع هم بنويسی بهتره....بهروز باشی....تا بعد